بایدها و نبایدها، هنجارها و قانون‌ها چیزی به جز “اینجا کلیک کنید” ” اینجا کلیک نکنید” نیست. اکنون از تو می‌پرسم: چرا جایی که گفته بودم “کلیک نکنید” کلیک کردی؟!
ممکن است بگویی متوجه این عبارت نشدم، شاید بگویی از روی کنجکاوی کلیک کردم …شاید بگویی: “اگر قرار بود کلیک نکنیم پس چرا اصلا این لینک را گذاشتی؟”… شاید بگویی: “دلم خواست، به تو ربطی ندارد!”
با این‌همه، دلیل چندان اهمیتی ندارد، مهم این است که تو یک ” باید بیهوده ” را زیر پا گذاشتی و همین بسیار پرارزش است. “بایدی” که به کسی صدمه‌ای نمی‌زد، بایدی که تنها به تو مربوط بود، اما کس دیگری از غفلت تو بهره جسته، آن‌را رندانه غصب کرده بود.
به نظر می‌رسد هر جا که می‌گویند: اینجا کلیک کنید، اینجا کلیک نکنید! عاقلانه باشد اندکی بیندیشم و از خود بپرسیم، پیامد این پیروی و اطاعت به نفع چه کسی است؟ اگر مجال گزینش را هم ربوده‌اند، به مقامِ انسان یک “قربانیِ هوشیار” بودن نزدیک‌تر است تا اطاعتی گوسفندوار، … هر چند تحمل لحظات تلخ انتظار تا آن‌گاه که تیغه‌ی تبر یقین فرود آید، چندان آسان نیست!….