از آنجا که پایاننامهی من در مورد اسطوره و بینشاسطورهای است؛ در یک سال اخیر بیشتر مقالات و کتابهای موجود در زبان فارسی را مرور کوتاهی کردهام. به همین خاطر با خواندن یک نوشته با این موضوع به احتمال زیاد میتوانم حدس بزنم که نویسندهی آن چه کسی از خیل پژوهشگران و نویسندگان عرصهی اسطورهشناسی است.
چند روز پیش در حال جستجو به مقالهای در سایت باشگاه اندیشه برخوردم:
اسطوره و روشنفکران ما: نویسندهی این مقاله خانم پروانهی امانی است.
مقاله را که مطالعه میکردم، از شباهتی که قلم و اندیشهی نگارنده با افکار آفای یدالله موقن مترجم و نویسندهی خردمند میهنمان دارد در شگفت شدم. در آخر نوشتار یقین حاصل کردم که این نوشته نه محصول تجانس فکری که نتیجهی دزدی ادبی است.
این نوشتهی پنج پاراگرافی در واقع نقل قول بدون ذکر ماخذ از یک گفتگو با آقای موقن است. گفتگو کننده آقای محمدرضا ارشاد بودهاند. این گفتگو با نام: “اسطوره، ایدئولوژی و روشنفکری ما” در صفحات ۳۰۹ تا ۳۵۰ کتاب گسترهی اسطوره، توسط انتشارات هرمس برای نخستین بار در سال ۱۳۸۲ به چاپ رسیده است.
باز نشر کامل این گفتگو با عنوان:”درک نادرست از جامعۀ سکولار غربی و نشناختن سرشت اسطورهای اندیشۀ شرقی” در سایت ماهمگ صورت گرفته است.
آنچه در ادامه میآید بخشهایی از این گفتگو است، میان پاراگرافهای متن اصلی نوشتهی خانم پروانه امانی به شکل نقل قول نوشته شدهاند. در متن اصلی جملاتی پررنگ نوشته شدهاند تا خواننده دریابد که این سرقت با چه دقتی انجام گرفته است و مصنف بیانصاف به این کتاب و منبع خویش که واژه یه واژه از آن کپی برداری کرده است کوچکترین اشارهای نکرده است.
شما در برخی از نوشتههایتان، به اسطورهای بودن ساخت تفکر روشنفکرانایرانی اشاره کرده اید، دراین مفهوم چه مرادی از اسطوره دارید و چگونه آن را در ساخت تفکر روشنفکرانایرانی دخیل میدانید؟
- اکنون که پرسش مطرح شده، ناگزیرم به آن پاسخ دهم. در پاسخ به پرسش قبلی چند نکته را در خصوص تفاوت میان اندیشۀ اسطورهای و اندیشۀ علمیبیان کردم، چنانچه کسی کتاب فلسفۀ صورتهای سمبلیک:اندیشۀ اسطورهای را بخواند و دقیقاً به ساختار اندیشۀ اسطورهای و اندیشۀ علمیواقف شود و مبادی فرهنگهای شرق و غرب را از طریق مطالعۀ کتاب مذکور دریابد و چنانچه مباحث کتاب دیگر کاسیرر که به قلماینجانب به فارسی برگردانده شده یعنی فلسفۀ روشنگری را مورد تعمق قرار دهد، در خواهد یافت که کسانی چون یوسف خان مستشار الدوله(نویسنده رسالۀ یک کلمه) میرزا ملکم خان،میرزا آقا خان کرمانی، شیخ احمد روحی،احمد کسروی،جلال آل احمد،احمد فردید، احسان طبری، سید حسین نصر، فریدون آدمیت،احسان نراقی، داریوش شایگان،مهندس مهدی بازرگان وعلی شریعتی درک درستی از مبادی فرهنگ اسلامیوایرانی و تفاوتش با فرهنگ غربی نداشتهاند. بنده این لیست بلند بالا را از آن رو ذکر کردم که همه طیفها را در بر بگیرد. مثلاً مرحوم مهدی بازرگان با آنکه در فرانسه ترمودنیامیک خوانده بود و استاد همین رشته در دانشگاه بود چون فیلسوف علم نبود از ساختار اندیشۀ علمیدرک درستی نداشت و از آن سو چون درک علمی- فلسفی استواری نیز در مباحث دینی نداشت، دو قلمرو فکری متفاوت را در ذهن خود چنان در هم خلط کرده بود که انسان حیرت میکند.
چنانچه کسی به ساختار اندیشه اسطوره ای و اندیشه علمی واقف شود در خواهد یافت که بسیاری از روشنفکران ما درک درستی از مبادی فرهنگ اسلامی و ایرانی و تفاوت آن با فرهنگ غربی نداشته اند. و البته چنین روندی همه طیفها را در بر میگیرد. مثلا مرحوم بازرگان با آنکه در فرانسه ترمودینامیک خوانده بود و استاد همین رشته در دانشگاه بود، چون فیلسوف علم نبود از ساختار اندیشه علمی درک درستی نداشت و از آنسو چون درک علمی- فلسفی استواری نیز در مباحث دینی نداشت، دو قلمرو فکری متفاوت را در ذهن خود چنان خلط کرده بود که انسان را به حیرت وامی دارد.
ادامه مطالعه …