پرش به محتوا

Ghaflat.com

دغدغه‌های یک تماشاگر متعهد، پیرامون جامعه‌شناسی، فلسفه و …

بایگانی

بایگانی اکتبر, 2005

The show must go on

Empty spaces – what are we living for?
Abandoned places – I guess we know the score.
On and on, does anybody know what we are looking for?
Another hero, another mindless crime
Behind the curtain, in the pantomime.
Hold the line, does anybody want to take it anymore?

فضاهای خالی – ما برای چه زندگی می‌کنیم؟
سرزمین متروک، به گمانم نتیجه را می‌دانیم
زندگی ادامه دارد… آیا کسی می‌داند ما دنبال چه می‌گردیم؟
قهرمانی دیگر؛ جنایت دیوانه‌واری دیگر
در پس پرده‌؛ در پانتومیمی دیگر اتفاق می‌افتد.
مقاومت کنید؛ آیا کسی هنوز می‌خواهد نمایش را تحمل کند؟

The show must go on,
The show must go on
Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on.

نمایش باید ادامه پیدا کند
در درون قلبم دارد می‌شکند
آرایش صورتم هم دارد خراب می‌شود
ولی هنوز لبخندم را بر لبانم باقی‌است!

The show must go on
The show must go on
Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on

نمایش باید ادامه پیدا کند
در درون قلبم دارد می‌شکند
آرایش صورتم هم دارد خراب می‌شود
ولی هنوز لبخندم را بر لبانم باقی‌است!

Whatever happens, I’ll leave it all to chance
Another heartache, another failed romance.
On and on, does anybody know what we are living for?
I guess I’m learning, I must be warmer now
I’ll soon be turning, round the corner now
Outside the dawn is breaking
But inside in the dark I’m aching to be free

The show must go on
The show must go on

Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on

هر‌چه می‌خواهد پیش‌ آید بگذار بیا‌ید، من همه را به شانس واگذار خواهم کرد
قلب دیگری جریجه دار شد؛ یک عشق شکست خورده دیگر
زندگی ادامه دارد؛ آیا کسی می‌داند ما برای چه زندگی می‌کنیم؟
فکر کنم دارم می‌آموزم؛ دارم ‌می‌آموزم…
اکنون باید دل‌گرم‌تر باشم
به زودی خواهم گذشت؛ خوهم گذشت…
سختی‌ها را پشت سر خواهم گذاشت.
در بیرون خورشید طلوع می‌کند
ولی در درون تاریکی من دارم برای رهایی تلاش می‌کنم
نمایش باید ادامه پیدا کند
در درون قلبم دارد می‌شکند
آرایش صورتم هم دارد خراب می‌شود
ولی هنوز لبخندم را بر لبانم باقی‌است!

My soul is painted like the wings of butterflies
Fairytales of yesterday will grow but never die
I can fly – my friends
The show must go on
The show must go on
I’ll face it with a grin
I’m never giving in
On – with the show -
I’ll top the bill, I’ll overkill
I have to find the will to carry on
On with the -
On with the show -
The show must go on…
go on… go on…. go on…

روح من همانند بال‌های پروانه نقاشی شده است
افسانه‌های دیروز رشد می‌کنند ولی هیچ‌وقت نمی‌میرند
من می‌توانم پرواز کنم دوستان من!
نمایش باید ادامه پیدا کند
نمایش باید ادامه پیدا کند

من با نیشخندی با حقیقت روبرو می‌شوم
و هیچ‌گاه وا نخواهم داد
تا زمانی که نمایش ادامه دارد.
من بیشتر از سهمم خواهم پرداخت؛ من تلاش خواهم کرد
باید هدفی برای ادامه راه پیدا کنم
برای ادامه
برای ادامه نمایش
نمایش باید ادامه پیدا کند
باید ادامه پیدا کند
باید ادامه پیدا کند

منبع : سایت فانوس

بدرود شیراز،

بدرود زندانی آن سقف هشت ستون، بدرود حافظ

بدرود رفیق بیدار من: هادی

درود تبریز

درود

درود دوست من، در آن دوردست گمشده، درود همراه شبهای بیداری، درود ن..