یونگ هم مانند فروید و روانکاوان دیگر، امور اجتماعی و بشری را با مفاهیم و موازین روانکاوی توجیه میکند و معتقد است: (( آنچه درباره بشریت میتوان گفت دربارهی فرد نیز صادق است، زیرا بشریت از تکتک افراد تشکیل میشود. روانشناسی بشریت و روانشناسی هر یک از ما همسان است. )) در این مورد، اریک فروم میگوید: (( …. روانکاوان، انسان و جامعه را فرد تلقی کرده و مکانیزم ویژهی موجود در افراد همعصر را به هر نوع از جامعه تعمیم دادهاند و نیز ساختار روانی این جوامع را با قیاس با بعضی از پدیدهها (معمولا از نوع رواننژندی)، که در افراد جامعهی خود آنان متداول بوده است، تعریف کردهاند.)) بر خلاف فروید، یونگ در بعضی از مسایل، دست به دامن امور غیبی و الهام دل شده است که چهرهی او را به عنوان یک دانشمند خدشهدار میکند، خود وی می گوید: “آنچه مینویسم فقط ریشه در خرد ندارد، بلکه گاهی از دلم الهام میگیرم.” چنین بینشی به توصیف شاعرانه و الهام عارفانه بیشتر شباهت دارد تا اندیشههای تجربهپذیر علمی.
یونگ پیش از آشنایی با فروید آثار او را میشناخت. کتاب علم رویاهای او را در سال ۱۹۰۰ میلادی خواند، ولی به علت نداشتن تجربیات مربوط چیز زیادی نفهمید. یکبار دیگر این اثر را در سال ۱۹۰۳ مطالعه کرد و دریافت که عقایدش به آراء و نظریات فروید نزدیک است. اما، بعدها زمینهی اختلافنظر او با فروید آشکار شد. یک مورد اختلاف این بود که فروید مکانیسم واپسزدگی را منحصرا از تمنیات جنسی سرکوفته میدانست، در حالی که او چنین اعتقادی نداشت و میگفت عوامل و موجبات دیگری نیز در کارند.
مورد دیگر اختلاف پیرامون تفسیر رویاهاست؛ (( به عقیدهی یونگ، رویاها محتوای آرزوها و امیال گذشته و هدفها و مقاصد آینده است. یونگ تعبیر رویا را به دو نوع پیشبین و گذشتهبین تقسیمبندی کرده است. اما فروید رویا را تحقق امیال و آرزوها میداند، به بیان دیگر رویا نمایشی از آرزوها و امیال کودکانه نامعقول سرکوفته است.)) (ص ۲۰)
یونگ به رغم اختلاف نظرهای بنیادینش با فروید معتقد بود که کشف ضمیر ناخودآگاه و نقش آن در زندگی انسان توسط فروید، در واقع یکی از کشفیات بسیار معم قرن بیستم به شمار میرود. پیش از فروید به این مساله فقط از لحاظ فلسفی توجه شده بود. اما یونگ معتقد بود ضمیر ناخودآگاه گستره و اهمیتی بیش از آن دارد که فروید میپنداشت. یونگ میگفت: (( آینده از مدتها پیش در ضمیر ناخودآگاه آماده میشود و به همین سبب است که اشخاص روشنبین و آینده بین میتوانند آنرا پیشبینی کنند.)) (ص۳۵)
منبع:
یونگ، کارل گوستاو. روانشناسی ضمیرناخودآگاه. محمدعلی امیری. انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، اول: ۱۳۷۲