پرش به محتوا

Ghaflat.com

دغدغه‌های یک تماشاگر متعهد، پیرامون جامعه‌شناسی، فلسفه و …

بایگانی

دسته بندی: متن و ترجمه ترانه

تقدیم به تو،‌مثل همیشه تقدیم به تو

I cannot tell you of my love

مرا یارای بر زبان آوردن عشق خویش نیست

Here is my story

حکایت مرا ببین

I’ll sing a love song

هنوز ترانه‌ی عشق می‌خوانم

Sing it for you alone

تنها برای تو می‌خوانم

Though you’re a thousand miles away

اگرچه هزاران فرسنگ دور از منی

Love’s a feeling so strong

عشق احساسی قدرتمند است.

Come to me baby

مرا دریاب نازنین

Don’t keep me waiting

مرا در انتظار مگذار

Another night without you here
And I’ll go crazy

شبی دیگر بی تو

و سراپا جنون خواهم شد.

There is no other there is no other

هیچ کس دیگر،‌ هیچ کس دیگر

No other love can take your place

هیچ کسی نمی‌تواند جای تو را بگیرد.

Or match the beauty of your face

و هیچ کس دیگر زیبایی رخسار مهسای تو را ندارد.

I’ll keep on singing till the day

تمام روز را آواز خواهم خواند

I carry you away
With my love song With my love song

با آواز عاشقانه‌ی خود، با آواز عاشقانه‌ی خود تو را به گوش همگان می‌رسانم.

Dov’ 蠬 ‘amore
Dov’ 蠬 ‘amore

Where are you now my love?

اکنون کجا هستی ای معشوق من

I need you here to hold me

محتاج تو ام تا مرا در بر گیری

Whispered so sweetly
Feel my heart beating

نجوای آرامِ ضربان قلبم را دریاب

I need to hold you in my arms

نیازمندِ آنم تو را در آغوش خویش کشم.

I want you near me

تو را در کنار خویش می‌خواهم.

Come to me baby

مرا دریاب عزیز

Don’t keep me waiting

مرا در انتظار مگذار

Another night without you here
And I’ll go crazy

شبی دیگر بی تو

و سراپا جنون خواهم شد

There is no other there is no other

هیچ کس دیگر،‌ هیچ کس دیگر

No other love can take your place

هیچ کسی نمی‌تواند جای تو را بگیرد.

Or match the beauty of your face

و هیچ کس دیگر زیبایی رخساری مهسا تو را ندارد.

I’ll keep on singing till the day

تمام روز را آواز خواهم خواند

I carry you away
With my love song
With my love song

با آواز عاشقانه‌ی خود تو را به گوش همگان می‌رسانم

Non c’ nessuno
(There is no other)
Non c’ nessuno
Non c’ nessuno
Bella come te e ti amo
(As beautiful as you and I love
you)

Come to me baby

مرا دریاب نازنین

Come to me baby

مرا دریاب نازنین

Another night without you here
And I’ll go crazy

شبی دیگر بی تو

و سراپا جنون خواهم شد

There is no other there is no other

هیچ کس دیگر،‌ هیچ کس دیگر

No other love can take your place

هیچ کسی نمی‌تواند جای تو را بگیرد.

Or match the beauty of your face

و هیچ کس دیگر زیبایی رخساری مهسا تو را ندارد.

I’ll keep on singing till the day

تمام روز را آواز خواهم خواند

I carry you away

With my love song
With my love song

با آواز عاشقانه‌ی خود تو را به گوش همگان می‌رسانم

With my love song with my love
song

با آواز عاشقانه‌ی خود، با آواز عاشقانه‌ی خود

 

singer: sarah brightman

تقدیم به تو …تو که عشق را سراب نمی‌دانی…

Burning sands, winds of desire
Mirrored oasis reflect a burning fire
Within my heart, unwatered, feeding the flame
Welcoming you to my Harem

ماسه‌های سوزان، تندبادهای آرزو
تصویر واژگون واحه، حریقی سوزان را بازتاب می‌دهد.
و درون سینه‌ی گدازان من، سوختبار بر شعله‌ی آتش می‌نهد
به حرم من، خوش آمدی

Sing for me a song of life’s visage
Sing for me a tune of love’s mirage

برای من نوای ِ”سیمای زندگی” را زمزمه کن
برای من سرود ِ”سراب عشق” را زمزمه کن

Deep desires, sleep untold
Whispers that echo the desert of my soul
I hold your Eastern promise close to my heart
Welcoming you to my Harem

آرزوهایی ژرف، ناگفته فرو خفتند.
نجواهایی که برهوت روح مرا پژواک می گشتند.
پیمان شرقی تو را در گوشه‌ی دلم نهان می‌کنم
به حرم من خوش آمدی

Sing for me a song of life’s visage
Sing for me a tune of love’s mirage

برای من نوای ِ”سیمای زندگی” را زمزمه کن
برای من سرود ِ”سراب عشق” را زمزمه کن

Time is change, time’s fool is man
None will escape the passing sands of time
I hold your Eastern promise close to my heart
Welcoming you to my Harem

زمان و زمانه می‌گذرد، آدمی بلاهت زمان است.
هیچ یک از ما را یارای گریز از ریگزار زمان نیست.
پیمان شرقی تو را در گوشه‌ی دلم نهان می‌کنم.
به حرم من خوش آمدی

The show must go on

Empty spaces – what are we living for?
Abandoned places – I guess we know the score.
On and on, does anybody know what we are looking for?
Another hero, another mindless crime
Behind the curtain, in the pantomime.
Hold the line, does anybody want to take it anymore?

فضاهای خالی – ما برای چه زندگی می‌کنیم؟
سرزمین متروک، به گمانم نتیجه را می‌دانیم
زندگی ادامه دارد… آیا کسی می‌داند ما دنبال چه می‌گردیم؟
قهرمانی دیگر؛ جنایت دیوانه‌واری دیگر
در پس پرده‌؛ در پانتومیمی دیگر اتفاق می‌افتد.
مقاومت کنید؛ آیا کسی هنوز می‌خواهد نمایش را تحمل کند؟

The show must go on,
The show must go on
Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on.

نمایش باید ادامه پیدا کند
در درون قلبم دارد می‌شکند
آرایش صورتم هم دارد خراب می‌شود
ولی هنوز لبخندم را بر لبانم باقی‌است!

The show must go on
The show must go on
Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on

نمایش باید ادامه پیدا کند
در درون قلبم دارد می‌شکند
آرایش صورتم هم دارد خراب می‌شود
ولی هنوز لبخندم را بر لبانم باقی‌است!

Whatever happens, I’ll leave it all to chance
Another heartache, another failed romance.
On and on, does anybody know what we are living for?
I guess I’m learning, I must be warmer now
I’ll soon be turning, round the corner now
Outside the dawn is breaking
But inside in the dark I’m aching to be free

The show must go on
The show must go on

Inside my heart is breaking
My make-up may be flaking
But my smile still stays on

هر‌چه می‌خواهد پیش‌ آید بگذار بیا‌ید، من همه را به شانس واگذار خواهم کرد
قلب دیگری جریجه دار شد؛ یک عشق شکست خورده دیگر
زندگی ادامه دارد؛ آیا کسی می‌داند ما برای چه زندگی می‌کنیم؟
فکر کنم دارم می‌آموزم؛ دارم ‌می‌آموزم…
اکنون باید دل‌گرم‌تر باشم
به زودی خواهم گذشت؛ خوهم گذشت…
سختی‌ها را پشت سر خواهم گذاشت.
در بیرون خورشید طلوع می‌کند
ولی در درون تاریکی من دارم برای رهایی تلاش می‌کنم
نمایش باید ادامه پیدا کند
در درون قلبم دارد می‌شکند
آرایش صورتم هم دارد خراب می‌شود
ولی هنوز لبخندم را بر لبانم باقی‌است!

My soul is painted like the wings of butterflies
Fairytales of yesterday will grow but never die
I can fly – my friends
The show must go on
The show must go on
I’ll face it with a grin
I’m never giving in
On – with the show -
I’ll top the bill, I’ll overkill
I have to find the will to carry on
On with the -
On with the show -
The show must go on…
go on… go on…. go on…

روح من همانند بال‌های پروانه نقاشی شده است
افسانه‌های دیروز رشد می‌کنند ولی هیچ‌وقت نمی‌میرند
من می‌توانم پرواز کنم دوستان من!
نمایش باید ادامه پیدا کند
نمایش باید ادامه پیدا کند

من با نیشخندی با حقیقت روبرو می‌شوم
و هیچ‌گاه وا نخواهم داد
تا زمانی که نمایش ادامه دارد.
من بیشتر از سهمم خواهم پرداخت؛ من تلاش خواهم کرد
باید هدفی برای ادامه راه پیدا کنم
برای ادامه
برای ادامه نمایش
نمایش باید ادامه پیدا کند
باید ادامه پیدا کند
باید ادامه پیدا کند

منبع : سایت فانوس

Return To Innocence – ENIGMA LYRICS

تقدیم به عزیزترین کسم در این دنیای شش میلیارد نفری
تقدیم به …

That’s not the beginning of the end
That’s the return to yourself
The return to innocence
Love – Devotion
Feeling – Emotion
Love – Devotion
Feeling – Emotion

این، آغاز ِ فرجام نیست.
بازگشت به خویشتن است
بازگشت به پاکی
عشق،‌ ایثار
احساس، هیجان
عشق،‌ ایثار
احساس، هیجان

Don’t be afraid to be weak
Don’t be too proud to be strong
Just look into your heart my friend
That will be the return to yourself
The return to innocence

هراسان مباش که ناتوانی
مغرور توانایی نیز مباش
رفیق! تنها به دل خویش بنگر
آنگاه به خویش باز خواهی گشت
بازگشت به پاکی

If you want, then start to laugh
If you must, then start to cry
Be yourself don’t hide
Just believe in destiny
Don’t care what people say
Just follow your own way
Don’t give up and use the chance
To return to innocence

هرگاه خواستی، خنده کن
اگر بایسته است، گریه ساز کن
بی‌پرده خودت باش
تنها سرنوشت را باور کن
توجه مکن که دیگران چه می‌گویند
راه خویش را در پیش گیر
تسلیم مشو و از فرصت استفاده کن
برای بازگشت به پاکی

That’s not the beginning of the end
That’s the return to yourself
The return to innocence
Don’t care what people say
Follow just your own way Follow just your own way
Don’t give up, don’t give up
To return, to return to innocence.

این، آغاز ِ فرجام نیست.
بازگشت به خویشتن است
بازگشت به پاکی
توجه مکن که دیگران چه می‌گویند
راه خویش را در پیش گیر، راه خویش را در پیش گیر
تسلیم مشو، تسلیم مشو
بازگرد به پاکی، بازگرد به پاکی

If you want then laugh
If you must then cry
Be yourself don’t hide
Just believe in destiny.

اگر شایسته است، خنده آغاز کن
اگر بایسته است، گریه ساز کن
بی‌پرده خودت باش
سرنوشت را باور کن.

The Snows Of New York Lyrics – Chris De Burgh

I can see you now by the light of the dawn,
And the sun is rising slow,
We have talked all night, and I can’t talk anymore,
But I must stay and you must go;

در روشنایی سپیده‌دم تو را می‌نگرم،
و خورشید به آرامی بر می‌آید.
ما تمام شب سخن گفته‌ایم و دیگر حرفی برای گفتن باقی نمانده است
من باید بمانم و تو باید بروی

You have always been such a good friend to me,
Through the thunder and the rain,
And when you’re feeling lost in the snows of New York,
Lift your heart and think of me;

تو همواره رفیقی مهربان برای من بوده‌ای
در تمامی لحظات
وقتی که احساسات‌ات در برف‌های نیویورک گم می‌شوند،
از قلب‌ات به درآ و به من بیاندیش.

There are those who fail, there are those who fall,
There are those who will never win,
Then there are those who fight for the things they believe,
And these are men like you and me;

کسانی بودند،‌ که خطا کردند
کسانی بودند که فرو افتادند
کسانی بودند که هرگز پیروز نشدند،
کسانی که برای باورهای‌شان می‌جنگیدند.
کسانی مثل من و تو

In my dream we walked, you and I to the shore,
Leaving footprints by the sea,
And when there was just one set of prints in the sand,
That was when you carried me;

میان خواب و رویا می‌بینم که من و تو در ساحل قدم می‌زنیم و
دریا جای‌قدم‌ها را پاک می‌کند،
تنها یک ردیف جای‌پا بر ماسه‌های ساحل باقی مانده‌است
و آن زمانی بود که تو مرا در آغوش می‌کشیدی.

You have always been such a good friend to me,
Through the thunder and the rain,
And when you’re feeling lost in the snows of New York,
Lift your heart and think of me;

تو همواره رفیقی مهربان برای من بوده‌ای
در باران و تندر
وقتی که احساسات‌ات در در برف‌های نیویورک گم می‌شوند،
از قلب‌ات به درآ و به من بیندیش.

When you’re feeling lost in the snows of New York,
Lift your heart and think of me,
Lift your heart and think of me.

وقتی که احساسات‌ات در در برف‌های نیویورک گم می‌شوند،
از قلب‌ات به درآ و به من بیندیش.